معنی کلمه دزق در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
دزق . [ دِ زَ ] (اِخ ) اصل آن «دزه » است و آن نام چند قریه است از جمله دزق حمص در مرو، دزق شیرازاد و دزق باران و دزق مسکین همگی در مرو شاهجان ، و دزق علیا در مروالرود، و دزق سفلی از قرای «پنج ده ». و نیز دزق نام قریه ٔ بزرگی است برراه شاش در ماوراءالنهر مابین زامین و سمرقند، که به همگی اینها برخی از اشخاص نسبت دارند. (از معجم البلدان ). و رجوع به الانساب سمعانی و منتهی الارب شود.