معنی کلمه فورک در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فورک . [ رَ ] (اِخ ) نام دختر رای کنوج که از رایان و پادشاهان عظیم الشأن هندوستان بوده ، و فورک در حباله ٔ بهرام گور بوده . (برهان ). شاید از پور فارسی به معنی پسر و کاف تصغیر. (یادداشت مؤلف ) : دختر رای هند فورک نام پیکری خوبتر ز ماه تمام . نظامی .