معنی کلمه فاضل مقداد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فاضل مقداد. [ ض ِل ِ م ِ ] (اِخ ) مقدادبن عبداﷲبن محمدبن حسین بن محمد حلی سیوری ، مکنی به ابوعبداﷲ و ملقب به شرف الدین . ازفقهای متکلم و از بزرگان علمای امامیه است که او رابه سبب انتساب به قریه ٔ سیور، فاضل سیوری نیز گفته اند. او از بهترین شاگردان شهید اول بود. از آثارش این کتب مشهور است : 1- آداب الحج . 2- آیات الاحکام . 3- الادعیة الثلاثون . 4- الاربعون حدیثاً. 5- ارشادالطالبین . 6- تجویدالبراعة فی شرح تجریدالبلاغة. 7- تفسیر مغمضات قرآن . 8- شرح الفیه ٔ شهید اول . 9- شرح سی فصل خواجه نصیر طوسی . علاوه بر این متجاوز از ده کتاب دیگر در علوم دینی نوشته است . وفاتش در سال 826 هَ . ق . اتفاق افتاده است . (از ریحانة الادب ج 3 ص 182 و 183).