معنی کلمه زاغولی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زاغولی . (اِخ ) محمدبن حسین بن محمدبن حسین ازدی مکنی به ابوعبداﷲ پنجدهی [ پنج دهی ] زاغولی منسوب به زاغول از قراء پنج ده مرورود است . نزد سمعانی بزرگ تحصیل فقه کرده و ابوسعد سمعانی از او روایت دارد و صاحب لباب ترجمه اش را آورد و گوید وی در 559 درگذشت . وی تألیفی بنام قیدالاوابد مشتمل بر فقه ،تفسیر، حدیث ، لغة در 400 جلد پرداخته است . (از تاج العروس ). یاقوت آرد: محمدبن حسین ارزنی مکنی به ابی عبداﷲ منسوب است به زاغول مرورود. (از معجم البلدان ). سمعانی آرد: وی چندی در مرو بسر برد و در آنجا فقه را از پدرم و موفق بن عبدالکریم رحمهمااﷲ فرا گرفت سپس به قریه ٔ نوس به ارنجان رفت . وی مردی بود صالح فاضل نیکوسیرت و زندگی به آسودگی و قناعت میگذرانید. در علم حدیث و طریق روایت (رجال ) دارای اطلاعاتی عمیق بوده و همه عمر را در طلب این علم میکوشید. در کتب ادب نیز مطالعاتی کرد و سلسله مؤلفاتی شاید در حدود400 مجموعه بنام قیدالاوابد پرداخت و همه علوم را درآن با نظم و ترتیب خاصی گرد آورد. وی به نیشابور و هرات سفر کرد و در هرات از ابوالفتح حنفی و اباعبداﷲبن عیسی بن شعیب بن اسحاق سجزی و اباسعد محمدبن ابی الربیع الخیلی در مرورود از ابامحمد عبداﷲبن حسن طبسی حافظ و ابا محمد حسین بن مسعود بغوی فراء و در مرو از پدر من و از ابوسعید محمدبن علی بن محمد دهان و گروهی دیگر حدیث فرا گرفت . من خود درباره ٔ کوششهای وی برای آموختن علم نزد مشایخ داستانهای بسیاری شنیده ام . بارها وی را از زادگاهش پرسیدم و او میگفت بدرستی نمی دانم . زاغولی در سالخوردگی نیز بر طلب علم حرصی فراوان داشت و پیش از 408 متولد شده بود. (از انساب سمعانی ). ذهبی آرد: حافظالبرکه ابوعبداﷲ حسین بن محمدبن حسین بن علی بن یعقوب مروزی ازدی است و زاغون قریه ای است یا محله ای است از بنجدیه (پنج ده ). از ابوالفتح بصری روایت کرده است . (از تذکرة الحفاظ ج 3 ص 127).