معنی کلمه گورب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گورب . [ رَ ] (اِ) چاقشور ساق کوتاه پشمی باشد که در زمستان در زیر کفش و موزه پوشند، و معرب آن جورب است . (برهان ). چاقشور پشمین که زیر موزه پوشیده جهت دفع سرما، و آن به جای پای تابه باشد، و معرب آن جورب است که الحال به جوراب مشهور است . (رشیدی )... و جورب معرب گورب است و جمع آن را جواربه گویند. کذا فی القاموس . (انجمن آرا) : بهای گورب و موزه فرست و کوکب و نعل هباست نزد تو این ها که من بها کردم . سوزنی (از رشیدی و جهانگیری ).

کفش نمدی را هم گفته اند. (برهان ).