معنی کلمه گورانه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گورانه . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین واقع در 14 هزارگزی خاور قزوین . جلگه ومعتدل است . سکنه ٔ آن 89 تن است . آب آن از قنات و دربهار از رودخانه ٔ دیزج تأمین میشود. محصول آن غلات و جالیزکاری و شغل اهالی زراعت و راه آن نیمه شوسه ٔ فرعی به قزوین است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).