معنی کلمه رفاعة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
رفاعة. [ رِ ع َ ] (اِخ ) یا رفاعه . رفاعه بک طهطاوی ، ابن بدوی بن علی دانشمند مصری بسال 1216 هَ . ق . در طهطا بدنیا آمد و در سال 1290 هَ . ق . در قاهره در گذشت . نسب او به حسین السبط می رسد. وی از ارکان نهضت مصر در عصر جدید است . در سال 1223 هَ . ق . آهنگ قاهره کرد و در ازهر به تحصیل پرداخت . حکومت مصر وی را به سمت امام جماعت و واعظ گروهی از جوانان که برای فراگرفتن علوم جدید به اروپا فرستاده شدند تعیین کرد. وی در آنجا زبان فرانسوی و جغرافیا و تاریخ را فراگرفت و نزد خاورشناسان بزرگ تحصیلات خود را ادامه داد و چون بمصر بازگشت ریاست ترجمه را در مدرسه طبی [ دانشکده ٔ پزشکی ] بعهده گرفت و روزنامه ٔ «الوقایع المصریة» را تأسیس کرد وتعدادبسیار از کتب فرانسوی را به عربی ترجمه و بر آن اساس تألیف کرد. از جمله «قلائد المفاخر فی غرائب عادات الاوائل و الاواخر« »ترجمه ». «المرشد الامین فی تربیة البنات و البنین ». «نهایة الایجاز» در سیرت پیغامبر (ص ) و «انوار التوفیق الجلیل » در تاریخ مصر. «تعریب القانون المدنی الفرانساوی ». «تاریخ قدماء المصریین » و غیره . گروهی از بزرگان ادبا در طلیعه ٔ نهضت ادبی وعلمی معاصر از او علم آموختند. (از فرهنگ فارسی معین بخش اعلام ). رجوع به معجم المطبوعات مصر ج 1 شود.