معنی کلمه ثعلبة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ثعلبة. [ ث َ ل َ ب َ ] (اِخ ) ابن حاطب . (در کتاب الاصابه ، ابن ابی حاطب ). صحابی انصاری است . وی درک غزوه ٔ بدر کرد و تا گاه خلافت عثمان بزیست . او از رسول صلوات اﷲ علیه درخواست تا دعا کند که خدای تعالی او را مال فراوان عطا فرماید و رسول (ص ) در حق وی دعا کرد و او صاحب اموال و گله های مواشی شد و آنگاه که عامل صدقات برای اخذ زکوة نزد وی شد او از دادن صدقه امتناع ورزید و چون این خبر برسول برداشتند فرمود یاویح صدقة!یاویح صدقة! و آیت ، و منهم من عاهداﷲ لئن آتانا من فضله (قرآن 75/9). الخ . در حق وی فرود آمد، و او چون این آیت بشنید نزد رسول شد و صدقات خویش ، پیش کشید و آنحضرت صدقه ٔ وی قبول نفرمود و بزمان ابی بکر و عمرو عثمان نیز خلفا صدقه ٔ او نپذیرفتند. (قاموس الاعلام ). مقریزی او را از بنی امیةبن زید و منافق و از اصحاب مسجد ضرار شمرده است .