معنی کلمه قشلامیشی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قشلامیشی . [ ق ِ ] (ترکی ، اِ) قشلامیشی کردن (فرمودن )؛ به قشلاق یعنی گرمسیر رفتن : و در زمستان آن سال قشلامیشی در قراباغ اران فرمود. (ذیل رشیدی حافظ ابرو ص 151).