معنی کلمه فنومن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فنومن . [ ف ِ ن ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) آنچه بوسیله ٔ حواس یا ضمیر انسان درک شود.

امر طبیعی . پدیده . نمود.

امر غیرعادی و نادر. احتراز از استعمال این کلمه ٔ بیگانه اولی است . (از فرهنگ فارسی معین ).