معنی کلمه رأس السرطان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
رأس السرطان . [ رَءْ سُس ْ س َ رَ ] (اِخ ) محلی که محاذات اول برج سرطان واقع شده و منتها بعد آفتاب از خط استوا در طرف شمال این محل است و مطابق اول فصل تابستان و سوم تیرماه جلالی میباشد. (ناظم الاطباء). سر سرطان و نقطه ٔ انقلاب تابستانی . (از التفهیم مقدمه ص 167). مداری که بفاصله 23 درجه و 27 دقیقه و 6 ثانیه در شمال خط استوا قرار دارد بمدار رأس السرطان معروف است زیرا اشعه ٔ آفتاب روز اول تابستان (سرطان = تیر) در نیمکره ٔ شمالی بنقاط واقع در روی این مدار عمودی میتابد. رجوع به التفهیم ص 187 شود.