معنی کلمه عظیمی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
عظیمی . [ ع َ ] (حامص ) عظیم بودن .بزرگ بودن .

کلانی .

بسیاری .

عظیم بودن نبض : از بهر آنکه طبیعت جویان مراد باشد و نبض هم بدین سبب میل به عظیمی دارد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به عظیم شود.