معنی کلمه قشلاق در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قشلاق . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاربلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان واقع در 37 هزارگزی شمال باختر همدان و یکهزارگزی جنوب شوسه ٔ همدان به سنندج . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن 593 تن است . آب آن از چشمه و چاه و محصول آن غلات ، حبوبات ، لبنیات ، مختصر انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).