معنی کلمه کروامک در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کروامک . [ ک َرْ م َ ] (اِ) در اصطلاح کشتی گیران ، پای حریف را بر لگن خاصره ٔ او نهادن و سینه ٔ خود را بر پای او گذاردن و به هر دودست میان بند او را گرفتن ، و فتح آن گریختن بود. (ازمجموعه ٔ خطی کتابخانه ٔ ملک از فرهنگ فارسی معین ).