معنی کلمه ظاهر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ظاهر. [ هَِ ] (اِخ ) سیف الدین (الملک الَ ...)، مکنی به ابوسعید چقمق . دهمین سلطان ممالیک برجی مصر. او در سال 842 هَ . ق . به اتفاق امرا و اعیان دولت پس از جمال الدین یوسف عزیز به حکومت مصر نشست . وی مردی دوستدار علما و کریم و صالح بود و مدت 14 سال با کمال عدالت ملک راند و در 857 کناره کرد و تخت ملک به پسر خود ابوالسعادات ملک منصور فخرالدین عثمان گذاشت و بعد از یک ماه وفات یافت . رجوع به قاموس الاعلام ترکی و طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 74 شود.