معنی کلمه دروقة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
دروقة. [ دَ رَ ق َ ] (اِخ ) در 18 میلی قلعه ٔ ایوب است به اسپانیا. (یادداشت مرحوم دهخدا). شهر یا قریه ای است در اندلس و نسبت بدان دَرَوْقی ّ شود. (از معجم البلدان ). شهری است کوچک و با تمدن ، آباد و مملو از باغها و درختان رز، و همه چیز در آن فراوان و ارزان است . از شهر دروقه تا سرقسطه 5 میل و از شهر قلعه ٔ ایوب تا قلعه ٔ دروقه 18میل فاصله است . (از الحلل السندسیة). این شهر بفاصله ٔ 35 کیلومتری قلعه ٔ ایوب قرار دارد و اسپانیولیها آن را «داروکه » خوانند و آن در عهد تسلط مسلمین ترقی بسیار کرد و سوری داشت بطول 3 کیلومتر که 114 برج بر آن قرار داشت . این شهر را قلعه ای بود که مسلمانان آن را بر قطعه سنگ عظیمی ساخته بودند. (از حاشیه ٔ الحلل السندسیة ج 1 ص 105).