معنی کلمه قشعمان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قشعمان . [ ق ُ ع ُ] (ع ص ) کرکس نر بزرگ جثه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). کرکس نر. (مهذب الاسماء). رجوع به قِشعام شود.