معنی کلمه حریقه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
حریقه . [ ح َ ق َ ] (ع ص ، اِ) گرمی . گرما.

حَروقة. ج ، حرائق .

طعامی که آنرا کاچی نامند. (مهذب الاسماء).