معنی کلمه سرته در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سرته . [ س َ ت َه ْ ] (ق مرکب ، اِ مرکب ) سر و ته . اول و آخر. بالا و پائین : همه سرته یک کرباسند؛ همه مانند یکدیگرند. همه از یک جنسند. همه مثل هم اند.