معنی کلمه بامبول زنی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
بامبول زنی . [ زَ ] (حامص مرکب ) (در تداول عامه ) عمل بامبول زن . کلک زنی . حقه بازی . رجوع به بامبول و ترکیبات دیگر آن شود.