معنی کلمه رضاآباد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
رضاآباد. [ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنه 125 تن . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و لبنیات . صنایع دستی زنان سیاه چادر و طناب بافی . ساکنان از طایفه ٔ تیوندند و در زمستان قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).