معنی کلمه لوح پا در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لوح پا. [ ل َ / لُو ح ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پاافشار و آن دو تخته ٔ کوچک باشد که بافندگان و جولاهگان چون پای راست بر یکی افشارند نیمی از رشته ها پایین رود و چون پای چپ را بر دیگری افشارند نیم دیگر. (برهان ) : به لوح پای و به پاچال و قرقره و بکره به نایژه به مکوک و به تار و پود ثیاب . خاقانی .