معنی کلمه حروری در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
حروری . [ ح َ ] (ص نسبی ، اِ) یکی از حروریة. رجوع به حروریة شود : راهی است بدین اندر مر شیعت حق را جز راه حروری و کرامی و کیالی . ناصرخسرو.