معنی کلمه ذبیان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ذبیان . [ ] (اِخ ) ابن ذبیان . در سیرت عمربن عبدالعزیز تصنیف الحافظ جمال الدین ابی الفرج عبدالرحمن بن جوزی در جواب عمربن عبدالعزیز بنامه ٔ عمربن الولیدبن عبدالملک گوید خطاب به او: فامّک بنانة امة السکون کانت تطوف فی سوق حمص و تدخل فی حوانیتها. ثم ّ اﷲ اعلم بها. اشتراها ذبیان بن ذبیان من فئی المسلمین فاهداها لابیک .