معنی کلمه کرفی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کرفی ٔ. [ ک ِ ف ِءْ ](ع اِ) ابر بلند رفته ٔ برهم نشسته . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به کرفئة شود.