معنی کلمه قزوینی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قزوینی . [ ق َزْ ] (اِخ ) حسین بن امیر ابراهیم بن امیر محمد معصوم بن محمد فصیح بن امیر اولیاء حسینی . از ثقات علمای امامیه و فقیهان و مجتهدان اوایل قرن سیزدهم هجری و از معاصران آقامحمدباقر بهبهانی و از اساتید صاحب ریاض و میرزای قمی و از مشایخ اجازه ٔ روایت سیدمهدی بحرالعلوم است . او راست : 1- اختیار المذهب فیما یصحبه الانسان من الذهب . 2- ایضاح المحجة. 3- الدر الثمین فی الرسائل الاربعین . 4- مستقصی الاجتهاد فی شرح ذخیرة العباد،در ارث . 5- المشترکات ، در رجال . 6- معارج ، در شرح مسالک الافهام . وی به سال 1208 هَ . ق . درگذشت و قبرش در قزوین مشهور است . (ریحانة الادب ج 3 ص 292 و 293).