معنی کلمه گندخور در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گندخور. [ گ َ خوَرْ /خُرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درزآب بخش حومه ٔ ارداک شهرستان مشهد که در 30هزارگزی شمال باختری مشهد، کنار راه شوسه ٔ ارداک واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش 62 تن است و آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).