معنی کلمه جریح در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جریح . [ ] (اِخ ) ابن سلامة مکنی به ابوشاة. ابن شاهین اسم و کنیة او را تصحیف و بصورت فوق ضبط کرده است . و ضبط درست نام او حدیج باحاء مهمله و دال و کنیه اش ابوشباب است . (از الاصابة فی تمییز الصحابه ). و رجوع به الاصابة ذیل کلمه ٔ حدیج شود.