معنی کلمه قزل در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قزل . [ ق َ زَ ] (ع اِمص ) لنگی زشت .

باریکی ساق از لاغری .

لنگی وباریکی ساق با هم .

(مص ) رفتن به رفتاربریده پای . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

خرامیدن . (منتهی الارب ). تبختر. (اقرب الموارد).