معنی کلمه کرز در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کرز. [ ک َ رَ ] (ع مص ) دوام کردن بر خوردن قروت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دوام کردن بر خوردن کشک . (ناظم الاطباء).