معنی کلمه سراة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سراة. [ س َ ] (ع اِ) (از «س رو») پشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ظَهر. (بحر الجواهر) (نشوء اللغة). پشت . ج ، سروات .(مهذب الاسماء).

بالابرآمدگی روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سراةالنهار؛ بلندی روز. (مهذب الاسماء).

میانه ٔ راه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وسط هر چیز. ج ، سَرَوات . (بحر الجواهر).

جای بلند از راه . (منتهی الارب ) (آنندراج ).