معنی کلمه ضرار در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ضرار. [ ض ِ ] (اِخ ) ابن الخطاب بن مرداس بن کبیربن عمرو آکل السقب بن حبیب بن عمروبن شیبان بن محارب بن فهربن مالک الفهری . مردی شجاع و شاعر و سوار و از قائدین عرب و صحابی بود. وی روز غزو اُحد و خندق با مسلمین جنگهای سخت کرد و در فتح مکه اسلام آورد، و در فتح شام نیز وی را حکایاتی است . گویند در قریش اشعر از وی کس نبود و درفش کاویانی را در جنگ قادسیه وی بدست کرد و آن را به سی هزار درم بفروخت .فتح ماسبذان و شیروان نیز او کرد و در وقعه ٔ اجنادین کشته شد. (الاعلام زرکلی ج 2 ص 440) (حبیب السیر ج 1 ص 125، 164، 165) (امتاع الاسماع ص 96، 152، 231، 232).