معنی کلمه سراب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سراب . [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد واقع در 34 هزارگزی شمال خاوری بوکان و چهار هزار و پانصد گزی خاور شوسه ٔ بوکان بمیاندوآب . هوای آن معتدل و دارای 532 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین می شود. محصول آنجا غلات ، توتون ، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی جاجیم بافی . راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).