معنی کلمه کرتحة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کرتحة. [ ک َ ت َ ح َ ] (ع مص ) بر زمین افکندن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کَردَحة. (اقرب الموارد). رجوع به کردحة شود.

مانند پست قامتان رفتن و جنبان جنبان رفتن . (ناظم الاطباء).