معنی کلمه ظهیرالدین در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ظهیرالدین . [ ظَ رُدْ دی ] (اِخ ) مرعشی (سید) ابن سیدکمال الدین بن سیدقوام الدین . مؤلف تاریخ طبرستان از سادات مازندران و پدران وی در این سرزمین حکومت داشته اند چنانکه جدش قوام الدین (متوفی در 781 هَ . ق .) از سال 760 سلطنت داشته و پدرش کمال الدین (متوفی در 855) و اعمام و بنی اعمامش نیز به توالی و تناوب در آمل و ساری و دیگر نواحی مازندران حکومت کرده اند و در سال 881 که سیدظهیرالدین تاریخ طبرستان می نوشته هنوز سلطنت مازندران در آن خاندان بوده است . سیدظهیرالدین تاریخ طبرستان را به امر کارکیا سلطان علی میرزابن سلطان نامدار... شمس الدنیا و الدین کارکیا سلطان محمد تألیف کرده است . کتاب وی مشتمل بر یک مقدمه و شش باب است بدین ترتیب : باب اول - در ذکر تاریخ حکام و سلاطین گیلان و دیلمستان ... باب دوم - در ذکر خروج سیدامیرکیا ملاطی ... باب سوم - در ذکر خروج سیدهادی کیا از تنکابن ... باب چهارم - در ذکر حکومت سیدرضی کیا و سیدمحمد... باب پنجم - در ذکر حکومت ناصرکیا و برادرش امیر سیداحمد... باب ششم - در ذکر سلطنت سلطان محمد... و رجوع به حبیب السیر صص 107-112 و تاریخ ظهیرالدین مرعشی شود.