معنی کلمه چهارتاق در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
چهارتاق . [ چ َ / چ ِ ] (ص مرکب ) که تاق چهار دارد.

کاملاً باز (ظاهراً در مقام مشابهت به چهارطاق و چهارطاقی ) صفت دری که کاملاً باز باشد. رجوع به چهارطاق شود:در چهارتاق است ؛ که هر دو لنگه ٔ آن به کلی بازست .