معنی کلمه زنبوریة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زنبوریة. [ زُم ْ ری ی َ] (ع ص نسبی ) منسوب به زنبور. رجوع به زنبور شود. - مسئله ٔ زنبوریة ؛ مورد اختلافی است که میان سیبویه و کسایی در محضر یحیی بن خالد برمکی روی داد. سیبویه که در اصل از مردم فارس بود، در بصره پرورش یافت ، از خلیل دانش فراگرفت و سرآمد استادان روزگار خویش گشت . الکتاب وی همان تألیف گرانقدری است که آن را همه ٔ بزرگان ادب عرب همچون :مبرد و مازنی و دیگران ستوده اند. هنگامی که سیبویه از بصره به بغداد رفت ، کسایی معلم امین فرزند هارون خلیفه بود و در انجمنی که همه عالمان بودند، به سیبویه گفت : قد کنت اظن ان العقرب اشد لسعة من الزنبور فاذا هو ایاها. سیبویه گفت : مثل چنین نیست بلکه صحیح فاذا هو هی است و در این باره دیرزمانی به بحث و جدل پرداختند و سرانجام بر این امر توافق کردند تا از عرب خالصی که زبان وی با زبان شهرنشینان درآمیخته نشده باشد، بازپرسند، امین که عنایت شدیدی به کسایی داشت ، چنین عربی را احضار کرد، اما وی به سیبویه حق نداد. می گویند به عرب رشوه دادند یا او را از مهابت فرزند خلیفه برحذر داشتند تادر انجمن نظر کسایی را تصدیق کرد و خود او موضوع راتلفظ نکرد و هرچه سیبویه گفت فرمان دهید مثل را خودبازگوید چون بر زبان عرب بادیه نشین غلط جاری نمی شود، اعتنایی نکردند و سیبویه دل آزرده به فارس شتافت و در یکی از روستاهای آنجا جان سپرد. ابن حازم انصاری عربی این مثل و شرح واقعه را در منظومه ای سروده است که مطلع آن این است : و العرب قد تحذف الاخبار بعد اذا اذا عنت فجاءة امر الذی دهما... رجوع به مغنی اللبیب ، مقدمه ٔ فقه اللغه ثعالبی چ بیروت (شرح حال سیبویه ) و تاریخ تمدن جرجی زیدان 3:79 شود.