معنی کلمه ظهیرالدین در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ظهیرالدین . [ ظَ رُدْ دی ] (اِخ ) کراولی (خواجه ...). هشتمین از امرای سربداران ، به روایت مطلعالسعدین خواهرزاده ٔ خواجه یحیی کراولی و به قول صاحب تاریخ سربداران برادر او، و بر هر تقدیر وی پس از قتل خواجه یحیی به اتفاق پهلوان حیدر قصاب سردار جماعت سربداران شد و او مردی حکیم و بی آزار بود و همواره به بازی و شطرنج اشتغال می نمود و پهلوان حیدر قصاب به سرانجام مهام فرق انام می پرداخت و پس از انقضای چهل روز پهلوان حیدر خواجه را معزول گردانیده خود متعهد آن مهم گردید (760 هَ . ق .). رجوع به حبیب السیر جزء 2 از ج 3 ص 115 و طبقات سلاطین اسلام لین پول شود.