معنی کلمه گلیجان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گلیجان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ابرج بخش اردکان که در 79000گزی خاور اردکان و 1000گزی راه فرعی پل خان به خانی من واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش 192 تن است . آب آنجا از چشمه ٔ قدمگاه تأمین میشود. محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت وراه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).