معنی کلمه گلوله کردن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گلوله کردن . [ گ ُ لو ل َ / ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مدور کردن . گرد کردن . بشکل گلوله درآوردن .

مجازاً خوردن غذایی و این را در حال تعریض گویند: بشین غذا را گلوله کن ، یعنی زهرمار کن .