معنی کلمه انتقاف در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
انتقاف . [ اِ ت ِ ](ع مص )کفانیدن حنظل را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). شکستن حنظل را بخاطر دانه ٔ آن . (از اقرب الموارد).

بیرون آوردن چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیرون آوردن چیزی را. (ناظم الاطباء). استخراج . (از اقرب الموارد).