معنی کلمه انتظار دادن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
انتظار دادن . [ اِ ت ِ دَ ](مص مرکب ) منتظر ساختن . چشم براه کردن : انتظارم مده که آتش و آب نکند آنچه انتظار کند. عمادی شهریاری . گرچه انتظارم داد یکچندی ولیک ... ابن یمین .