معنی کلمه انتئاش در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
انتئاش . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شتابانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بشتاب واداشتن . اعجال . (از اقرب الموارد).

سپس ماندن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تأخر. (از اقرب الموارد).

بگوسپندان رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). همه جا با گوسپندان رفتن . (ناظم الاطباء). با گوسفندان رفتن . (از اقرب الموارد).