معنی کلمه حرانی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
حرانی . [ ح َرْ را ] (اِخ ) عبدالمنعم بن نصربن یعقوب بن احمدبن علی مقری ، مکنی به ابومطهر حرانی جوباری شامکانی . از اهل اصفهان از محله ٔ حران که از محال جوبار است ، می بود. و شامکان از قرای نیشابور است . وی شیخی صالح و اهل خیر بود. از جد مادری خود ابوطاهر احمدبن محمود ثقفی روایت کرد و ابوسعداز وی روایت کند. وی در 451 هَ . ق . متولد شد و در رجب 535 هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ) (سمعانی ).