معنی کلمه قرنة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قرنة. [ ق ُ ن َ ] (ع اِ) دم شمشیر و تیر و پیکان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

کرانه ٔ بلند.(منتهی الارب ) (آنندراج ).

یک سوی برون آمده از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

سر زهدان ، یا گوشه ٔ آن ، یا شعبه ٔ آن ، یا آنچه از زهدان بلند برآمده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یکی از دو کرانه ٔ فرج زن . احد شفتی الرحم .