معنی کلمه ابن اسحاق در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ابن اسحاق . [ اِ ن ُ اِ ] (اِخ ) ابوبکر یا ابوعبداﷲ محمد، نواده ٔ یسار. و یسار را در سال 12 هَ .ق . ببردگی بمدینه برده اند، و آغاز زندگانی ابن اسحاق بمدینه بود و بعلت قصص و اشعاری مخالف عفاف که از او مشهور شد موردغضب مالک بن انس امام معروف گردیده و نتوانست در مدینه بماند ناچار به مصر و پس از آن به عراق رفته و دربغداد بخدمت منصور دوانقی پیوست و به سال 150 یا 151 هَ .ق . درگذشت . کتاب المغازی در شرح غزوات حضرت پیغمبر صلی اﷲعلیه وآله مهمترین تألیفات اوست که دیگر مورخان اسلام مانند طبری و ابن هشام از آن نقل کرده اندو گویا این تاریخ از هجرت شروع و بزمان مؤلف ختم می شده است . کتاب دیگری به نام المبتدا داشته مشتمل بر تاریخ رسول از آغاز زندگانی آن حضرت تا زمان هجرت .