معنی کلمه پلیکلت در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
پلیکلت . [ پ ُ لی ل ِ ] (اِخ ) یکی از مشاهیر معماران مجسمه سازیونان باستان مولد 480 ق . م . در شهر سیکیونه یا آرگوس . مشهورترین آثار وی پیکر بسیار بزرگ یونون (ژونن )بود که رو و سینه و بازوهای آن از عاج و جامه های آن تماماً از زر بود. او کتابی در ترکیبات بدن انسانی کرد. و مجسمه ٔ موسوم به قانون که تصویر کامل تن آدمی بود بساخت . (قاموس الاعلام ترکی در کلمه ٔ پولیقلت ).