معنی کلمه قرقوبی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قرقوبی . [ ق ُ ](اِخ ) حسن بن علی بن سهلان ، مکنی به ابوسعید. نزیل اصفهان . از صلحاء است . وی از عبداﷲبن محمد صانع و عبداﷲبن محمدبن جعفر و جز ایشان روایت کند و از او عبدالعزیزبن محمد بخشی روایت کند. عبدالعزیز او را ضمن شیوخ خود ذکر کرده و بر وی ثنا گفته است . قرقوبی در اصفهان به سال 424 هَ .ق . وفات یافت . (انساب سمعانی ).