معنی کلمه صائف در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صائف . [ ءِ ] (اِخ ) ناحیتی از نواحی مدینه است . نصر گوید: موضعی است به حجاز نزدیک ذوطوی . در شعر معن بن اوس آمده است : فَفَدْفَدُ عبود فخبراءُ صائف فذوالحفر اقوی منهم ففدافده . و امیةبن ابی عائذ هذلی گوید : لمن الدیار بعلی فالاحراص فالسودتین فمجمع الأبواص فضهاء اظلم فالنطوف فصائف فالنمر فالبرقات فالانحاص . (معجم البلدان ).