معنی کلمه قائم آباد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قائم آباد. [ ءِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پشت رود بخش فهرج شهرستان بم در 24هزارگزی باختر فهرج و دوهزارگزی جنوب شوسه ٔ بم به زاهدان . در جلگه واقع شده و هوای آن گرمسیر مالاریائی است . 214 تن سکنه دارد که شیعه هستند و به زبان فارسی تکلم میکنند. آب آن از قنات است . محصولات آن غلات و خرما و حنا و شغل مردم آن زراعت وراه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).